کرمانج خلخال

محمد ندیری آقبلاغ

 

 

 

 

 

شاه عباس با قانع کردن سران ایل کرمانج که شاخه ای از ایلات بزرگ شکاک در مرز بین ایران وعثمانی بودند ، گروهی از آنان را در 1007 ه.ق از آذربایجان ومهاباد به اطراف ری ، یعنی دشت ورامین وخوار کوچاند .در این کوچ بزرگ و تاریخی حدود 50هزار خانوار شرکت داشتند. کردها پس از دوسال اقامت در جنوب ری ، ماموریت یافتند تا برای مقابله با ازبکان به خراسان رفته وبا توجه به موقعیت حساس خراسان در این منطقه اسکان یابند. سرانجام درسال 1010 ه.ق حدود 45هزار خانوار کرد وارد خراسان شدند ودر مناطق شمالی آن اسکان یافتند .

 

روند جابجایی ایلات وعشایر و اسکان آنان در میان اقوام دیگر دردوره نادر شاه شدت گرفت .بطوریکه وی طی شش سال ( 1736-1730) توانست 50 تا 60 هزار خانوار از ایلات آذربایجان ، عراق عجم ، فارس و13 هزار خانوار از عشایر هفت لنگ وچهار لنگ بختیاری و 6 هزار خانوار از طوایف گرجی را به خراسان کوچ دهد.

 

 

 

در قالب این سیاست بود که وی تعدادی از کردهای ایل شکاک را قبلاً در آنجا اسکان داده شده بودند وبه زعفرانلو معروف بودند به گیلان ومازندران کوچاند .کردهایی که ازقوچان به خلخال ونواحی کوهستانی تالش کوچانده شدند از هفت طایفه بنامهای شا طرانلو ، خالتانلو ، کلوکشانلو ، هو یر انلو ، مونتانلو ، نصر انلو ( اصلان لو) ودلیکانلو تشکیل می شدند .کردها در ابتدای ورود به منطقه خلخال ، در زمین باریکی در 115کیلومتر ی شمال قزل اوزن که در حدود 15کیلومتر از شهر گیوی در جهت شرق بسوی ارتفاعات تالش امتداد دارد .سکنی گزیدند .به گفته هنری فیلد زمانی از حدود اصلی خود خارج شده ودر چهار ناحیه خلخال درشمال قزل اوزن پخش شدند .مارسل بازن محقق فرانسوی نیز با استناد به فرهنگ جغرافیایی ایران درسال 1328گفته هنری فیلد را تایید کرده ودر روستاهای اقباش ، آغچه قشلاق واسفر جان از وجود زبان کردی خبر می دهد وساکنان روستاهای بنیاد آباد ،‌گزور ، لنگ دشت ،‌ابلی ، زاویه کرد ، النکش ،‌ایلوانق واناویز در شمال خلخال را جزئی از قلمرو قبایل کرد معرفی می کند.

 

این طوایف در گذشته زندگی ییلاقی وقشلاقی داشتند که از سال 1300تا 1320ه.ش .بی آنکه فرهنگ قومی وحتی لزوما وابستگی های عشیره ای خود را ازدست دهند .تخته قاپو شده اند .تنها در روستاهای پراکنده در دره آرپاچای گروهی از آنان هنوز نیز زندگی ییلاقی و قشلاقی دارند.

 

 

مهمترین محدوده کردنشین در حال حاضر ، در شمال خلخال قراردارد. هسته مرکزی آن مجموعه ای از 16آبادی می باشند که همگی از دو طایفه شاطرانلو و خالتانلو هستند. دومین محدوده کرد زبان در چند روستا واقع در انتهای جنوبی خلخال خلاصه می شود که بین روستاهای ترک ویا در اصل تات زبان قرار دارند وعبارتند از : جعفرآباد وسجهرود در دوطرف تنگه شاهرود سفلی وسه آبادی شیخ علی لو ، احمد آباد وچملوگبین در یک دره کوچک شرقی تر.

تالشان از دیرباز مردمانی دامدار بوده اند که درکنار آن به زراعت وزنبورداری نیز توجهی داشته اند وبعدها با فرود آمدن از کوهستان واسکان در نقاط جلگه ای ، برنجکاری را هم از گیلکها آموختند .از اینرو تالشان به دو گروه جلگه نشین برنجکار وکوه نشین دامدار تقسیم شدند که ارتباطات اجتماعی واقتصادی آنها میان جلگه وکوهستان انجام می گرفت ، علیرغم کوه نشینان که کمتر به جلگه می رفتند ، جلگه نشینان جهت شخم زمینهای کشت برنج خود مجبور بودند که با کوه نشینان در ارتباط باشند .از اینرو گاو کوه نشینان را به امانت می گرفتند ودر مقابل به آنان برنج می دادند .همچنین وجود مالاریا در فصول گرما در جلگه ، که تا حدود نیم قرن پیش بشدت رواج داشت جلگه نشینان را وادار به کوچ در ارتفاعات وییلاقات می کرد . تاحدی که در آغاز دوره گرما کودکان را جهت دوره نگهداشتن بلایا درجلگه بهنقاط کوهستانی می فرستادند .بعدها صعود آنها به کوهستان همره با دامداری انجام گرفت .بنابراین ارتباطات در تالش بین جلگه وکوهستان انجام می گرفت وآنها با صعود به ارتفاعات با همسایگان خود در دامنه غربی ( کردها ) در تماس بودند وجهت خرید مایحتاج خود کمتر اتفاق می افتاد که از ارتفاعات یا وسط جنگل به نقاط پایین یا جلگه بروند .بخصوص ویژگی مزاجی کوه نشینان اسکان یافته به پرورش در آب وهوای سالم وکوهستان به گونه ای بود که تحمل آب وهوای جلگه ای را نداشتند .از اینرو با توجه به مکمل بودن اقتصاد آنها با نزدیکترین همسایگان خود ( کردها ) معامله کردند واز آنجا بود که ارتباط بین آنها برقرار شد.

 

 

کردها که ابتدا به کشت و زرع می پرداختند ، زندگی شبانی را از تالشان آموختند .اما در آمد حاصله از این فعالیتها برای تامین معاش آنان کافی نبود .از اینرو برای تهیه در آمد مکمل که برای معاش آنها الزامی بود ، به نقاط کشور از جمله تالش سفر می کردند .آنان مقدار مازاد انواع حبوبات ، غلات ومحصولات درختی خود را به تالش حمل وبا برنج وسایر لوازم زندگی مبادله وبه این ترتیب قسمتی از معاش خودشان را تامین می کردند .از طرفی مشغله های زیادی مانند جنگل تراشی وآماده نمودن برنجزارها ، مرمت شبکه ها ی آبیاری ، بریدن چوب ساختمانی وصید ماهی بطور سنتی در نواحی جلگه ای با آب وهوای ملایمتری در زمستان ، برای کردها وجود داشت .رابینو می نویسد : کردها هنگامیکه می خواهند از کوهستانها به جلگه ها سرازیر شوند تمام وسایل خود را بصورت بسته ای در می آورند وآنرا به انتهای چوبی بسته ، روی شانه خود آویزان می کنند ومی روند .

 

 از آن زمان به بعد دامنه انواع فعالیتها وسیع تر شده وبا توسعه باغهای چای ومرکبات در گیلان ومازندران غربی ورشد شهر نشینی در چند دهه اخیر ، به تمامی سال بسط یافته است که این روند مناسبات فرهنگی واجتماعی میان کردها وسایر همسایگان را نیز گسترش داده است.

دامنه غربی کوههای تالش در اواخر استیلای مغولان تحت سلطه ایل سعد لو در آمده که تا اوایل سلطنت شاه قاجار نیز مالک این منطقه بوده اند .همزمان با ورود کردها به منطقه خلخال ، محمد خان سعد لو حکمران کل منطقه بود با گذشت زماناز قدرت خوانین سعد لو کاسته شده واکثر نواحی غربی کوهها ی تالش از زیر نفوذ آنان خارج شد وهرو آباد مرکز شهرستان خلخال که تحت مالکیت سعد لوها بود ، توسط تجار واهالی آنجا به مبلغ هفتصد تومان از خوانین مزبور خریداری شد .در اوایل دوره قاجار اختلاف بین تالشان وشاهسونها مهمترین مسئله روز بوده که فتحعلیشاه باانتقال گروهی از کردهای خلخال به نقاط شمالی تر ، بعنوان حایل بین تالشان وشاهسونها به اختلاف آنان پایان بخشید.

 

در زمان ناصر الدین شاه نصرت الله خان ( سردار امجد ) حاکم کرگانرود بود .وی علاوه بر تالش درهمجواری ییلاق اکراد شاطر انلوی خلخال نیز باغ واملاک داشت که آنرا به پسرش فتح الله خان سپرده بود .فتح الله خان وکسانش در روز 17ذیحجه 1307ه.ق به عزم شکار ازمنزل حرکت کرده وبه ییلاق کلستان می روند .با درگیری که بین همراهان وی واهالی کلستان روی می دهد ( غفاری ، 1361 ، ص 357) ، زمینه اختلافات تالشان وکردها فراهم می شود .این حادثه را باید نقطه شروع اختلاف بین تالشان واکراد شاطر انلو وزمینه اولین شورش وسرکشی علیه دولت مرکزی در نظر گرفت.

در اواخر سلطنت محمد علیشاه که رشته امنیت در کشور بهم خورده ودر اغلب نقاط ، ملوک الطوایفی رواج پیدا کرد بود ، خوانین شاطر انلو هم به سرکردگی امیر عشایر ازهرج ومرج استفاده کرده وبیست سال تمام خلخال را زیر نفوذ خود قرار دادند .همکاری آنان با میرزا کوچک خان در انقلاب جنگل از افتخارات طایفه ای اکراد بشمار می رود .بعد ز وقایع جنگل ، رضا شاه درنظر داشت قوایی مجهز جهت خلع سلاح عمومی وبرقراری امنیت درتالش به آنجا گسیل نماید که سر کردگان وخوانین اکراد که همجوار با تالش بودند ، از این تصمیم دولت ناراضی شده وبرعلیه دولت قیام کردند ( آقاجانی ، 1378، ص 750) .از جمله آن قیام ها ، شورش محمد تقی خان امیر احمدی (ممیش خان ) بود .وی در واقعه شهریور 1320 با دسته های گل از قشون روس استقبال می کند وافسر سیاسی روس تصمیم می گیرد که با کمک او منطقه خلخال واردبیل را ضمیمه خاک روسیه کند .ممیش خان در آبان 1320با تهیه اسلحه از جانب روسیان وبا پشتوانه قشون روسی علیه دولت پهلوی قیام نموده ودر 4آذر 1320 هرو آباد را تصرف می کند .تا اینکه در سال 1322ه-.ش امنیت در منطقه برقرار گردید وخوانین شاطرانلو پس از یک سلسله جنگ وزد وخورد با قوای دولتی قلع وقمع شدند.

 

زبان کردی نیز که یکی از زبانهای هند و اروپایی و شاخه ای از زبانهای شمالغربی ایران است ، از بقایای زبان مادی می باشد که دارای گویشها ولهجه ها ی متعددی است . از گویشهای مهم کردی ، گویش کرمانجی است که خود گونه های متفاوتی از قبیل : بوتانی ، بایزدی ، قوچانی و… دارد وبا توجه به پیشینه ورود کردها به خلخال – مهاجرانی از کردهای قوچان – آنها نیز بااین گویش ( کرمانج ) تکلم می کنند ودر منطقه به ((کرد کرمانج))معروفند.

 

رشید یاسمی مورخ ایرانی ، لهجه کرمانجی را شیرین ترین ومقبولترین لهج های کردی دانسته وروانی وعدم اختلاط با زبانهای بیگانه را از مشخصات برجسته این زبانعنوان کرده است.

اما کردهای منطقه خلخال دیگر آن ویژگی بودن را ندارند .زبان ترکی همچون سیلی سالهاست که در آذربایجان به راه افتاده وآنچه از زبان ونیمزبان ولهجه درسر راه خود دارد ، می شوید ومی برد .این نتیجه تحقیقی است که از پیشینه ورود کردها به منطقه وخاطرات بزرگان حاصل شده ، همچنین نتیجه مشاهده عینی است که نگارنده در عرض چند سال سکونت در منطقه بدست آورده است .تا بیست سال پیش که کودک یبیش نبودم ، بخاط ر دارم که بچه های منطقه ترکی نمی دانستند ، اما امروزه تقریباً هیچ کدام از آنها نیست که ترکی نداند .این وضعیت در چهار آبادی پیرانلو ، چلنبر، اوجغازونواشنق بعلت قرار گیری در نزدیکی جاده خلخال – اردبیل وهمچنین مهاجرت بیش از حد ساکنین آنها به مرکز شهرستان ( هروآباد ) ودیگر نقاط ترک زبان شدیدتر است .نفوذ زبان ترکی در این آبادیها بحدی است که تنها بزرگان محل به زبان کردی آشنایی دارند وفقط در مواقع ضروری ( در معاشرت بادیگر اکراد منطقه ) به آن زبان تکلم می کنند.

 

 

دیگر روستاهای کرد نشین بعلت قرار گیری در دره ها که توسط ارتفاعات کوهها ی تالش محصور گشته ، کمتر دستخوش تحولات شده اند .اما آنها نیز که گروه اقلیت درر میان اکثریت ترک زبان منطقه را تشکیل می دهند ، جهت داد وستد روزمره وانجام کارهای ادار یبه نقاط مرکزی شهرستان تردد بیشتری دارند .که علاوه بر بزرگسالان ، جوانان وحتی نوجوانان با زبان ترکی آشنایی دارند .ازطرفی بعلت نزدیکی این آبادیها به دیار تالش ، بسیاری از اکراد به سرزمین تالش مهاجرت نموده اند .شهر تالش ، شهری نسبتاً نوبنیاد است .رشد سریع آن بیشتر در اثر مهاجرت آذریهابوده است .مارسل بازن نیمی از ساکنان اولیه آ ن را از شهرستان خلخال وبخصوص از روستاهای کردنشین شمال هروآباد یعنی لمبر ، کلستان ، اوجغاز ومیل آغاردان عنوان کرده است .کثرت مهاجرت کردها به این شهر باعث ایجاد بازار کرد محله در تالش شد .از زمان تاسیس شهرداری تالش درسال 1330 ،‌این محله همواره محله ای نسبتاً همگن در این شهر وجزو قدیمی ترین محله ای آنست که حدود 3000 نفر کرد خلخال در این شهر ساکن هستند.

 

از سوی دیگر درحال حاضر ، رواج تکلم به زبان فارسی نیز در میان کردها معمول شده است .چرا که مهاجرت آنها به پایتخت وشهرهای شمالی کشور ، بویژه در چند سال اخیر شدت یافته وهمچنین وضعیت شغلی آنان ( دوره گردی ) نیز ایجاب می کند که حداقل شش تا هشت ماه از سال را مهاجرت کنند .این امر که بیشتر کرده و این آشنایی بهحدی در آنها موثر بوده که در انتخاب زبان فرزندان خود ، فارسی را برزبان مادری خود ( کردی ) ترجیح می دهند .از اینرو احتمال اینکه کردی در منطقه تا چند نسل آینده به کلی از بین رفته وبه دست فراموشی سپرده شود ، خیلی زیاد است.

این گروه قومی قسمتی از ایل بزرگ شکاک و از ساکنان بومی ناحیه مرزی ایران و ترکیه می باشند که به آذربایجان وارد شده ودولت صفوی بدنبال تاخت وتاز ازبکها در خراسان آنها را به این سرزمین پهناور کوچ داده است .انسجام وسرگشی آنان برای دولت مرکزی مزاحمتهایی را بدنبال داشته است ، تا اینکه نادر شاه بدنبال سیاست آرامسازی وایجاد شکاف بین ایلات گروهی از آنان را به این منطقه کوچ داد.

 

 

جغرافیای سیاسی خلخال با توجه به طبیعت آن در دامنه خشک کوهها ی تالش چه به دلیل موقعیت نظامی وچه محصور بودن در کوهستان وقرار گیری بر سر راه ابریشم دارای ویژ گیهای خاص خود است .آنان بیشترین حدود ومرز مشترک در شمال خلخال را با قوم تالش دارند واز ابتدای ورود به منطقه بعلت نزدیکی با دامنه مرطوب ،‌بیشترین رابطه اقتصادی واجتماعی را با تالشان داشته اند ودوستی ومراوده خوانین آنها درخور توجه بوده است.

 

با گذشت زمان برقدرت نفوذی اکراد در منطقه افزوده شده تا جاییکه در مقابل حکومت پهلوی شورش وسرکشی کرده وحدود 20 سال برخلخال حکومت کردند.

 

 

سرکوب آنان باعث کاهش منزلت اجتماعی و اقتصادی کردها شده وآنان ناگزیر به مناطق اطراف ، از جمله تالش مهاجرت نمودند .معیشت یکجا نشینی در شهرهای تالش و سایر نقاط کشور فرهنگ وشیوه زندگی کردها را دگرگون کرد . بطوریکه از شیوه های زندگی گذشته آنان دیگر نشانه های چندانی برجای نمانده است .باقیمانده کردها در نواحی روستایی منطقه نیز دلایل تنگناهای معیشتی بتدریج در آستانه مهاجرت قرار دارند .لیکن تجربه نشان داده که کردهای منطقه با قبول وضعیت جدید بسرعت خود را تطبیق داده ومی روند که دوره جدیدی از زندگی را از سر گیرند.

موقعیت مکانی


فاصله روستا ی آقبلاغ کرد تا شهر  خلخال ۱۳کیلومتر و ارتفاع از سطح دریا ۲۱۰۰ متر است آقبلاغ کرد منطقه‌ای کوهستانی با طبیعتی بکر و بسیار زیبا با آب و هوای معتدل و نسبتا سرد می‌باشد. 
موقع ریاضی روستا:
روستای اقبلاغ کرد در شمال شهر خلخال در ۴۸ درجه، ۳۰ دقیقه، ۳۹ ثانیه طول جغرافیایی شرقی و ۳۷ درجه، ۴۸ دقیقه، ۳۸ ثانیه عرض جغرافیایی شمالی از نصف النهار گرینویچ قرار گرفته است 

زبان کرمانجی


 کرمانجی (به کردی: Kurmancî) که یکی از گویش‌های اصلی زبان‌های کردی است.

 
زنان کرمانج در حال ریسمان بافی

کرمانجی، سرشتی قدیمی‌تر و اصلی‌تر را نسبت به دیگر گویش کردی حفظ کرده چرا که دیگر زبان‌های کردی به خاطر نفوذ دراز مدت فارسی و شاید جذب یک زیرلایه مشخص ایرانی، دستخوش دگرگونی‌های چشمگیر شده‌اند.[۳] فهم زبان گویشوران کرمانجی و سورانی در ابتدا کمی مشکل است اما پس از مدتی قادر به برقراری ارتباط با هم خواهند بود.[۴] بیشتر کردهای جهان با گویش کرمانجی سخن می‌گویند.


لینک کانال کرمانج آقبلاغ


لینک ورود به کانال کرمانج آقبلاغ 

@kormanjaghbolagh